بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

156

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

فصد نكند كه گاه بود كه طبيعت او ضعيف باشد و از غشى باز نيايد . و كسى را كه سال از چهارده متجاوز نباشد فصد نكنند كه ضعيف گردد و بر آن بماند . و گرمسيريان در فصل گرما فصد نكنند جهت حدوث ضعف عظيم و قلت فضله و خون . و كسى را كه معده و جگر ضعيف باشد و طعام بسيار دشوار گوارد ، فصد نكند هم به جهت مذكور . و كسى را كه در شكم پيه بسيار بود و يا گوشت او مترهل بود ، او را فصد نكند كه سبب زيادتى برد مزاج او گردد . و كسى را كه لرز بود فصد نكند جهت قوه گرفتن مادهء لرز . و بايد كه بعد از قى مفرط و اسهال و عرق مفرط و ادرار و تعب رياضات و جوع و عطش و املاى معده و جماع و بىخوابى مفرط و تخمه و هيضه و در حين اشتغال حرارت تن در روز بحران و در درد عصب كه نه از تمدد امتلاى دموى باشد فصد را تاخير كنند ، ليكن در جوع و عطش تا تسكين آن و در پرى معده تا هضم آن و در حرارت مشتعل تا فتور آن و در روز بحران تا انقضاى آن و در دردسر صعب تا تسكين آن فى الجمله و در باقى احوال مذكوره تا دو روز يا سه روز بايد كه قبل از فصد از خوردن چيزهاى خام و بادانگيز و مغلظ دم پرهيز كند و اگر مجال باشد سه روز اين مراعات اولى بود . و اگر چيزى كه شكننده باد و مناسب مزاج و لطيف بود خورد نيكو باشد . و مردم آسوده و غليظ الدم اولى آن بود كه پيش از فصد اندكى حركت كنند و يا لحظه در محل گرم در روند و به ابتدا عرق بيرون آيند و يا ايشان را لختى بمالند تا خون متحرك شود و به آسانى برآيد . و بايد كه خون به مقدار ضرورت بيرون كنند خواه به يك دفعه و خواه به دفعات بر وجهى كه راى طبيب بر وفق صلاح حال از قوت تن و لون خون و غلظ آن و ساير دلايل اقتضا نمايد ؛ چه افراط فصد و فصد ناقص هر دو مضر بود . و در هروقت در موضعى كه هواى آن معتدل بود فصد كند . و بايد كه بعد از فصد ساعتى به قفا بازخسبد و آسايش طلبد و البته تا چند ساعت خواب نكند كه كسلانى و ضعف آورد و باشد كه احتلام افتد و ضعف غالب گردد . و بايد كه تا يك دو روز غذا كمتر و لطيف تر خورد و مسكنات صفرا اولى بود . و گاهى كه سودايىمزاج را فصد كرده باشند معدلات سودا بايد دادن و تا دو روز از حركت عنيف و جماع و گرمابه و استفراغات قوى و استعمال ادويه قوى و حاره و حريضه و حامض تند و شيرينىهاى سخت شيرين و گرم و گرمىها دور باشد . و آن را كه بعد فصد دردى در جگر پديد آيد ، به خوردن قدحى آب گرم آن را زايل كند . و كسى را كه خواهند تا از غشى بعد الفصد بازدارند ، پيش از فصد قى فرمايند نافع بود و چون در حال آمدن خون غشى كمتر مىافتد به ملاحظهء نبض و سحنه و غيره ، ضعف و قوت او را در آن محل مرعى دارند تا چون اثر تغير و ضعف پديد فى الحال خون بازدارند . و بهترين وجهى در منع غشى آن است كه پيش از فصد به زبانى محرور را اندك‌اندك شراب انار و يا شراب سيب ترش و يا شراب بهى ترش و اشباه آن دهند و مبرود را اندك شراب پودنه و اشباه آن . و مفصود را به پشت باز خوابانيده فصد كنند و خون به مقدار ضرورت يا اندك كمتر بيرون كنند و مفصود